روابط ایران و اسرائیل طی بیش از چهار دهه گذشته عمدتاً در فضایی همراه با تنش سیاسی و امنیتی جریان داشته است. ایران، اسرائیل را بهعنوان طرف اصلی تقابل خود در منطقه دانسته و در سوی مقابل، اسرائیل برنامه هستهای و موشکی ایران را بهعنوان یک تهدید امنیتی جدی قلمداد کرده و بر ضرورت جلوگیری از پیشرفت آن تأکید داشته است. این تقابل در طول سالهای گذشته به شکلهای مختلف از جمله عملیات محدود، حملات سایبری، ترور برخی دانشمندان هستهای و همچنین تبادل تهدیدات میان دو طرف ادامه یافته است.
در ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵، اسرائیل حملات گستردهای علیه تأسیسات نظامی و هستهای ایران انجام داد. اهداف اعلامشده شامل مراکز غنیسازی، زیرساختهای موشکی و برخی مراکز فرماندهی بود. در این حملات شماری از فرماندهان نظامی و دانشمندان هستهای کشته شدند. تلآویو هدف این عملیات را محدودسازی ظرفیتهای بازدارندگی ایران و جلوگیری از دستیابی به سلاحهای هستهای عنوان کرد.
ایران در پاسخ، صدها موشک و پهپاد به سمت اسرائیل شلیک کرد. بخشهایی از تلآویو، حیفا و جنوب اسرائیل هدف قرار گرفت. خسارات و تلفات در هر دو کشور گزارش گردید. مقامات ایرانی اعلام کردند این اقدام بخشی از توان دفاعی و بازدارندگی کشورشان را نشان داده است.
این درگیریها دوازده روز ادامه داشت و یکی از شدیدترین رویاروییهای مستقیم دو طرف در دهههای اخیر محسوب شد. سرانجام در ۲۴ ژوئن، با ورود ایالات متحده آمریکا و پس از هدف قراردادن چند تأسیسات هستهای مهم ایران، آتشبسی اعلام شد که به درگیریها پایان داد. بااینحال، این پایان درگیری شکننده توصیف شد و نگرانیها از احتمال آغاز موج تازهای از بحران همچنان باقی ماند.
در همین مقطع، پرونده هستهای ایران بار دیگر به صدر دستور کار دیپلماتیک بازگشت. سه کشور اروپایی - بریتانیا، فرانسه و آلمان - روز پنجشنبه ۲۸ آگوست روند ۳۰ روزه بازگرداندن تحریمهای سازمان ملل علیه ایران را آغاز کردند. این اقدام به معنای فعالشدن مکانیسم موسوم به ماشه است؛ سازوکاری که بهموجب قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت در توافق هستهای ۲۰۱۵ پیشبینی شده بود. بر اساس این روند، اگر شورای امنیت ظرف ۳۰ روز قطعنامهای برای ادامه تعلیق تحریمها صادر نکند، تمامی تحریمهای پیشین این شورا علیه ایران به طور خودکار بازخواهد گشت. تهران این اقدام را غیرقانونی و ناموجه توصیف کرده و هشدار داده است که بر همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی و حتی بر عضویت در پیمان منع اشاعه سلاحهای هستهای تأثیر خواهد گذاشت.
برخی مقامات ایران ازجمله مشاور عالی رهبر ایران نیز پیشتر با اشاره به تحولات اخیر، احتمال وقوع جنگی تازه در منطقه را مطرح کرده بود.
واکنشها به حملات اخیر اسرائیل در سطح منطقهای و بینالمللی متنوع بود. ترکیه بر ضرورت توقف فوری این اقدامات تأکید داشت و عربستان سعودی نیز آن را ناقض حقوق بینالملل توصیف کرد. عمان، در جایگاه میانجی مذاکرات هستهای، این درگیری را اقدامی پرمخاطره ارزیابی کرد.
در عرصه بینالمللی، ایالات متحده و برخی کشورهای اروپایی از مواضع اسرائیل حمایت کردند. رهبران گروه هفت نیز بر ضرورت نظارت و محدودسازی فعالیتهای هستهای ایران تأکید کردند. در مقابل، روسیه و چین ضمن محکومکردن حملات اسرائیل، خواستار کاهش فوری تنشها شدند. دبیرکل سازمان ملل متحد نیز نسبت به خطرات احتمالی حمله به تأسیسات هستهای هشدار داد و از همه طرفها خواست خویشتنداری نشان دهند.
تنشهای اخیر میان ایران و اسرائیل و درگیری دوازدهروزه ماه ژوئن ۲۰۲۵ نشان داد که منطقه در شرایطی شکننده قرار دارد. اگرچه آتشبس اعلامشده فعلاً از گسترش درگیری جلوگیری کرده است، اما مجموعهای از عوامل از جمله تهدیدهای متقابل، آغاز روند فعالشدن مکانیسم ماشه و مواضع متفاوت قدرتهای بینالمللی موجب شده است که آینده این موضوع نامشخص باقی بماند.
پرسش اصلی در شرایط کنونی این است که آیا مسیر دیپلماسی میتواند مانع از آغاز دور تازهای از درگیری شود یا منطقه باید خود را برای مرحلهای جدید از تنش آماده کند.
تیآرتی فارسی برای پاسخ به این سؤال و آینده پیش رو با دکتر سرحان آفاجان استاد دانشگاه مرمره استانبول و مدیر مرکز مطالعات ایرانی در آنگارا گفتوگو کرده است.
دکتر سرحان آفاجان، مدیر مرکز مطالعات ایرانی در آنکارا، در گفتوگو با تیآرتی فارسی تحولات اخیر میان ایران و اسرائیل را مورد ارزیابی قرار داد و تأکید کرد که هرچند احتمال وقوع درگیری تازه وجود دارد، اما نشانههای فعلی حاکی از آن نیست که منطقه در آستانه جنگی قریبالوقوع باشد.
به گفته او، گزارشهایی که احتمال آغاز دوباره درگیری نظامی میان ایران و اسرائیل را مطرح میکنند وجود دارد، اما گزارشهای خلاف آن هم منتشر شده است. تماسها همچنان ادامه دارد؛ اگر نه بین آمریکا و ایران در این مرحله، دستکم میان ایران و اروپا هنوز تماسها وجود دارد. میدانید که مذاکراتی میان ایران و سه کشور اروپایی موسوم به تروِئیکا ـ بریتانیا، فرانسه و آلمان ـ انجام شد. چون بحث مکانیسم ماشه در جریان است.
آفاجان با اشاره به شرایط میدانی اخیر گفت: من شخصاً در این مرحله، بهویژه از نگاه دونالد ترامپ، باور ندارم که او حملهای به ایران را تأیید کند. البته اینکه نتانیاهو چقدر به ترامپ گوش میدهد موضوع دیگری است. اسرائیل در نخستین ساعات ۱۳ ژوئن حمله خود را آغاز کرد و تا روزها حملات از نگاه اسرائیل نوعی مشروعیت بینالمللی پیدا کرده بود. آژانس انرژی اتمی ایران را بهشدت مورد انتقاد قرار داده و گفته بود تردیدهای جدی درباره برنامه هستهای ایران وجود دارد. استدلال اسرائیل این بود که ایران سلاح هستهای خواهد ساخت و باید تحتفشار قرار گیرد؛ بنابراین اگر اسرائیل دوباره حمله کند، باز هم تلاش خواهد کرد زمینه بینالمللی قوی برای آن پیدا کند.

وی ادامه داد: این یعنی یا آمریکا اعلام میکند هیچ تمایلی به مذاکره ندارد، یا اروپا مکانیسم ماشه را کاملاً علیه ایران اعمال میکند. به نظر من هنوز این شرایط به طور کامل شکل نگرفته است. ایران هم طبیعی است که میگوید اگر درگیری رخ دهد، آمادهایم. اما من در آینده نزدیک انتظار درگیری ندارم.
آفاجان در بخش دیگری گفت اگر طرح اسرائیل مبنی بر اشغال کامل غزه آغاز شود، اسرائیل نمیتواند همزمان در غزه چنین طرحی انجام دهد و به ایران حمله کند؛ بنابراین نشانههای فعلی حاکی از آن نیست که در آستانه درگیری جدید باشیم، هرچند از دید نتانیاهو کار ناتمام باقی مانده است. اسرائیل میداند برنامه هستهای ایران کاملاً نابود نشده است. پس وقوع درگیری هم یک احتمال است.
او درباره تفاوت احتمالی درگیری آینده با درگیری ۱۲ روزه اخیر توضیح داد که پس از آن جنگ دیدیم هر طرف چگونه عمل کرد. ایران ضعفهای مشخصی داشت؛ فرماندهان ارشد در منازل خود کشته شدند و دانشمندان هستهای هم هدف قرار گرفتند. آمریکا نیز فوردو، نطنز و اصفهان را بمباران کرد. اینها نشاندهنده ضعفهای ایران بود. اما اسرائیل هم قدرت مطلق نبود. حیفا و تلآویو بهشدت آسیب دیدند. هیچ سامانه دفاعی در جهان نمیتواند جلوی موج متراکم دهها پهپاد و موشک را بگیرد؛ بنابراین ضعفهای هر دو طرف آشکار شد.
به گفته او، ایران از نظر اطلاعاتی نیز ضعفهایی داشت. عملیات اسرائیل بدون نشت اطلاعات از داخل ممکن نبود و همین موضوع به اخراج برخی اتباع خارجی و بحثهای امنیتی داخلی منجر شد. از طرف دیگر، در اسرائیل نیز آشکار شد که توان موشکی ایران میتواند این کشور را فلج کند، هرچند نابود نکند. تفاوت مساحت دو کشور هم مهم است؛ ایران با وسعت ۱.۶ میلیون کیلومترمربع پراکندگی جغرافیایی بیشتری دارد، درحالیکه اسرائیل با حدود ۲۲ هزار کیلومترمربع بسیار آسیبپذیرتر است.
آفاجان توضیحات خود را اینگونه تکمیل کرد که با این حال، اسرائیل توان واردکردن خسارت سنگین به ایران را دارد. نیروی هوایی آن برتر است و حمایت آمریکا را پشت سر خود دارد. بنابراین یک درگیری دوم میتواند متفاوت باشد. اما سؤال اصلی این است که اسرائیل چه آسیب بیشتری میتواند وارد کند که در دور اول انجام نداده است؟ از این نظر درگیری دوم چندان منطقی نیست.

وی افزود که ایران نمیخواهد آغازگر درگیری باشد، زیرا اگر مهاجم شناخته شود، اروپا و آمریکا آشکارا مقابلش قرار میگیرند. حتی در درگیری اخیر، باوجود اینکه حملات از سوی اسرائیل شروع شد، غرب در کنار تلآویو قرار گرفت؛ بنابراین بعید است ایران خود آغازگر باشد. طرف فعالتر اسرائیل است.
او در عین حال احتمال اقداماتی مانند ترورهای جدید یا حملات هدفمند را مطرح کرد و گفت که در یک سناریوی افراطی حتی اگر رهبر ایران هدف قرار گیرد ـ که احتمال آن را اندک میدانم ـ این مسئله سیستم ایران را فلج نخواهد کرد؛ بنابراین، محتملترین سناریو تداوم همان الگوهای قبلی است؛ حملات هوایی اسرائیل و پاسخ موشکی که ایران به آن خواهد داد.
آفاجان درباره پیامدها گفت برنامه هستهای ایران همچنان موضوع اصلی باقی خواهد ماند. اسرائیل میداند این برنامه نابود نشده است. حتی در آمریکا اختلافنظر وجود دارد؛ بنابراین ممکن است بار دیگر هدف قرار گیرد. اما در مجموع، من معتقدم اگر جنگ دیگری رخ دهد، تقریباً همان تصاویر و نتایج جنگ اول تکرار خواهد شد. اسرائیل قادر به نابودی دولت ایران نیست، همانطور که ایران هم توان برتری کامل ندارد. اما اگر تهران احساس خفگی کند، واکنش بسیار شدیدتری نشان خواهد داد و میتواند آسیبهای جدی به اسرائیل و حتی آمریکا وارد کند.
تحولات اخیر نشان میدهد که معادله امنیتی ایران و اسرائیل همچنان در وضعیتی پرتنش و شکننده قرار دارد. هرچند وقوع جنگ و درگیری تازه در کوتاهمدت از دید کارشناسان محتمل به نظر نمیرسد، اما آغاز روند فعالشدن مکانیسم ماشه، تداوم تهدیدهای متقابل و فضای بیاعتمادی میان طرفین، شرایطی ایجاد کرده است که هرگونه تحرک جدید میتواند زمینهساز تشدید بحران شود. در این میان، نقش دیپلماسی و تصمیمهای قدرتهای بینالمللی در هفتهها و ماههای آینده، عاملی تعیینکننده برای جلوگیری از ورود منطقه به مرحلهای تازه از درگیری خواهد بود.